ابراهيم عاملي ( موثق )

41

تفسير عاملي ( فارسي )

جهت نزول : اسباب النّزول سيوطى : عبد الرّحمان عوف و عدّه اى ديگر در مكّه مسلمان شده بودند و در آزار مشركين بودند به پيغمبر عرض كردند ما پيش از اسلام عزيز بوديم اكنون ذليل شده‌ايم ، اجازه بده با مردم بجنگيم ، فرمود : من چنين دستورى ندارم ، چون بمدينه مهاجرت فرمود و مأمور بجهاد شد ، آن مردم از جنگ خوددارى كردند ، آيت « ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ » در توصيف آنها نازل شد . ترجمه : [ در دنباله ى فرمان بكشتن دوستان شيطان يادآورى شده است ] : اى محمّد نبينى آن مردم را كه بايشان سفارش شد : دست نگاهداريد [ از جنگ با دشمن و بجاى آن ] نماز بخوانيد و زكات بدهيد . ولى چون موظَّف بجنگ شدند يك دسته شان چنان از دشمن ترسند كه گوئى از خدا ميترسند يا بيش از آن و گويند : خدايا چرا ما را مأمور بجنگ كردى و بخودمان رها نكردى تا هنگام مرگ ، يا چرا وظيفه ى جنگ را بهنگام ديگر كه نزديك باشد معيّن نكردى ؟ اى محمّد بگو : بهره ى زندگى [ در برابر خوشى جاودان ] اندك است براى آنكه پرهيزگار باشد و به اندازه ى رشته ى ميان هسته ى خرما بشما ستم نمىشود 78 [ از جنگ چه ترسيد كه ] بهر كجا باشيد مرگ بشما ميرسد گرچه ببرجهاى استوار پناهنده شويد . اگر به اين مردم خوشى رسد گويند خدا بما داد و اگر آسيبى ببينند گويند اين از سوى محمّد است كه در كار بد انديشيد ، اى محمّد بگو ، همه ى آفرينش بقدرت خدا است ، مگر اين گونه مردم را چه بر سر آمده - است كه سخن درست درنيابند 79 [ اى محمّد بدان ] هرچه خوب بينى از سوى خدا است . [ كه از او جز نيكى نباشد ] و آنچه بد به تو رسد از [ بدى انديشه و كار ] تو است كه اختيار آن دارى و ما تو را براى پيغامبرى مردم فرستاديم [ نه براى پيش آمدهاى خوب و بد ] و بس بود گواهى خدا ميان شما و اين مردم . سخن مفسّرين : « ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ » 77 طبرى : قتاده گفت : آنگاه كه پيغمبر در مكّه بود دسته اى از مسلمين بپيغمبر عرض كردند : اجازه بده با كلنگهاى خودمان سر مشركين را بكوبيم ، پيغمبر ( ص ) فرمود : به من دستور جنگ نرسيده است و چون در مدينه مأمور بجنگ با كفّار شد ، آنها اين جمله ها را گفتند : « لَوْ لا أَخَّرْتَنا تا آخر » .